تبلیغات اینترنتیclose
نگاهم با شیشه ِ پنجره بالا می رود (محمد صالح علا)
پیچک ( محمد صالح علاء)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

نگاهم با شیشه ِ پنجره بالا می رود.
ديگر ماه پیدا نیست.

کسی هم در خیابان نیست.
نمیدانی قرار ملاقات اینجا نیست؟

پشت دریچه های ذهنی ام
فرض که همه مُرده اند...

آن هنگامیست که دنیا آرام می گیرد...
و نوبت به من خواهد رسید.

من هم که خیلی وقت است مُرده ام.
پس از خر شیطان پیاده میشوم.
سوار هیچ خر دیگری نمی شوم.

 

 

محمد صالح علا

http://farsforum.com/showthread.php?t=8579&page=4

برچسب ها : نگاهم با شیشه ِ پنجره بالا می رود.,

موضوع : اشعار محمد صالح اعلاء-4, | بازديد : 349